X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : شنبه 20 آذر‌ماه سال 1395 در ساعت 01:32 ب.ظ
نویسنده : هاجر
عنوان :

سلام دنیای مجازی، دنبال جایی می گشتم که کلمات را پرتاب کنم و در آنجا شناور شوند و هیچ جا ننشینند. اصلا کسی نبیندشان ...روی جایی ننشینند. فقط یک سری مخاطب ناشناس بیایند و بخوانند و بروند...

معلق باشند و شناور مثل خود من و ذهنم....

باید خیلی کارها کنم... وقت کم است. مثل همیشه ی زندگی وقت کم است. باید دوید. روزها دارند از دست می روند. روی کارها تمرکز ندارم. اینجا این شهر تکراری شده است. حوصله ی ادمهایش را ندارم. حتی حال عکس گرفتن از آنها را هم ندارم. چقدر همه آدمها سنگینند. از وقتی از سفر برگشتم و تصمیم به تغییر مکان زندگی گرفتم هر روز آدمهای قدیمی از آرشیو سالهای قبل می ایند سر راهم و یادم می اندازند روزهایی که گذشته اند و خاطراتشان. انگار خداحافظی شروع شده. یا ادمهایی جدید که می آیند و با کلامی و حرفی ماندگار میشوند و در دنیای آشفته ی تو شریک و اطرافیانی که روحت بینشان تقسیم شده. و "او"، همراه و رفیق این سالهای زندگی، بزرگترین وزنه ی روح و دلم، شریک و علت خوشی ها و ناخوشی ها....

 مسافری چمدان بدست می شوم، می روم یا نه؟ نمی دانم.... همه چیز به رفتن می کشاندم....

"یا رفیق من لا رفیق له" تو که خود سببی، اسباب من مهیا کن.






imjava


irLearn.com