X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : شنبه 14 بهمن‌ماه سال 1385 در ساعت 12:01 ق.ظ
نویسنده : هاجر
عنوان :

می خوام دلتنگیمو بگم می خوام لبهامو نگزم بغضمو که قلمبه  جمع می شه توی گلومو هی چنگ می ندازه و می خراشه گلوم رو بعدم میادو توی چشمام  اشک می شه و  غلغل می کنه اما یوهو می بلعمشون . .. رو به یکی بگم. یکی که ملامتم نکنه دلداریم نده نه هیچی نمی خوام امروز رفتم توی یه رستوران اما فرق می کرد همه چی به صورتها که نگاه می کردم انگار همه چقدر نا اشنان..... چقدر نمی فهمن چقدر دورن... مبهوت نگاهشون می کنم....از این به بعد اوضاع فرق می کنه.حالا کسی هست که دوستش می دارم ....دوستش می دارم ....دوستش می دارم ....دوستش می دارم ....اره ه ه ه ه ....اما دلتنگش می شم نمی شه بگم که داتنگتم اخه اگه غصه بخوره غصه می خورم... پس می خندم فریاد می زنم می گم من شادم من نفس می کشم امید دارم ...اما لحظه لحظه انتظار شبو می کشم که بیادو سرمو قایم کنم توی بالشتو  .... کسی نباید بفهمه هیچ کس.... من همه ی اشکامو با یک چیز پاک می کنم با امید .امید به اینده امید به.... نمی دونم اما من به امید که زندم نفس می کشم.

ذهنم شلوغه احتیاج به ارامش و سکوت دارم.یه چند وقت سکوت که افکارم و انسجام بدم.کلی کلمه ی  تاریک و روشن توی ذهنم هست .نا مرتب و بی نظم. با خودمم حتی در گیرم. کلماتی که لا به لا شون گم شدم .من کجام؟: کبوتر سفید من- عزیز دست نیافتنی- طلوع خاکستری- رز زرد و سفید- حوض نقره- ماه- ستاره - ابر- افتاب- خنکی- نور- ابی-اب- اب زلال اب زلال اب زلال- نارنجی -صورتی- ابی- سفید- اسمان- کاسه ی سفالی ابی- نور-نور -نور- جاده- فاصله- تنهایی- همدلی- دوست داشتن- عشق- اشک- لبخند- نفس عمیق- خواب- رویا.....

من ناراحت نیستم .توکل کردم و می دونم تنها نیستم .می خندم و شیطنت می کنم.دیگه نه ه ه ه .من می خندم توام بخند

******

احتمالا دچار مالیخولیای بدخیم  شدم.... خوب می شم فقط تو غصه نخور .بعدشم حرفهای دلتنگی  میادو میره .حساب کتابم نداره.پس من الان شادم...

 




imjava


irLearn.com