تیک تاک ساعت
تیک تاک ساعت
  
 
 
مهر 1387
ش ی د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      
 
آرشیو

جومانگ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
دوشنبه 2 مهر ماه سال 1386
من راه می روم

مهر :

برگها می رقصند  افتاب می تابد . هوا بی تکلیف است بین سرما و گرما .  افتاب مه گرفته می شود هوا سرد می شود باران می بارد برگها می بارند . برف می بارد.

همه ی اینها می اید و من می روم و دلم!!

من روی  باران پا می گذارم من روی برف  . من راه می روم . و شاید نفهمم که باران بود یا برف . ر.زمره می شوم غرق می شوم .نگاه می کنم: روز شد . به روز شدن فکر نمی کنم. من روزمره می شوم !(شاید)

و پاییز دوستداشتنی است! من راه می روم  . انقدر می روم  ( کاش می شد دوید) که.... نه ! نمی شود از روزها جلو زد... ولی راه می روم تا برسم.

ولی اگر روی  باران پا بگذارم حتی روی برف اگر گونه هایم را با دست بپوشانم  که حس نکم  دلم را چه کنم؟!  نگاهش نکنم نگاهم می کند  دستش را نگیرم دستم را می گیرد . دلم را حس می کنم ...(چند نقطه : انگار نوشتن هیچ وقت تمامی ندارد) 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 24293


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها