X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : جمعه 12 مرداد‌ماه سال 1386 در ساعت 12:32 ق.ظ
نویسنده : هاجر
عنوان :

کسی چه می دونه؟ این چند روز بی تو بودن اون قدر سخت و نفس گیر بود که انگار تمام حرفهام تمام نفس هام توی گلوم گیر کرده بود. اونقدر سخت بود که حتی از یاداوری لحظه به لحظه اش وحشت دارم. اشکهایی که بلعیدم .خستگی و بی خوابی . نبودی به تو سخت گذشت به من از سختی تو سخت تر! راهه می رفتم اما قدم هام سنگین بود! مال خودم نبود. منتظر فرصت بودم تا جایی دور از همه  حتی دور از غریبه ها کز کنم اشک بریزم! برای شنیدن حتی یک لحظه صدات ....

چی دارم می گم. گفتن نداره که . دوست داشتن شرح نداره . این روزها هم بدون شرح ثبت می شن. برای خودم تو دل خودم...

ببخش اگر نفهمیدم...ببخش اگر بد کردم ببخش اگر دور بودم....

فقطاینکه می دونم همه ی اینها این بود:        

                                                              این حال من بی توست




imjava


irLearn.com